محمد يار بن عرب قطغان
111
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
شيبانى « 1 » به مجرد مشاهدهء اين معنى مسرور و خوشحال شده ، به ديدن پيك « 2 » ظفر اميدوار گشت و دلاوران خانى دشمنان را تعاقب نموده ، به گرفتن اولجه و غنايم اشتغال نموده « 3 » و در اطراف و جوانب خانى ، شاگردپيشه و بعضى از مخصوصان درگاه تخمينا دويست كس بوده باشد . زيرا كه ساير دلاوران و ملازمان جهت اخذ غنيمت و اولجه مشغول بودند . و چون شاه اسماعيل از اين معنى خبر يافته و با سهچهارهزار كس ديوسار كه در كمين در پناه اشتران گذاشته بود فرصت غنيمت دانسته ، بر سر محمد خان شيبانى تاخت و در حملهء اوّل معدودى چند كه در اطراف خان ( 66 ب ) بودند ، منهزم ساخت . و جانوفابى و قنبربى به آن جمع كثير مقابل افتاده ، هر دو امير كبير به درجهء شهادت رسيدند . 173 و بعضى از محرمان درگاه ، عنان توسن محمد خان شيبانى را گرفته ، به طرف چهارباغ كه در آن نزديكى بود ، شتافت . چون قلم تقدير بر لوح جبين ، مقدّر خان جهانگير شده « 4 » بود ، « 5 » در همان چهار « 6 » باغ محاربه و مقاتله نموده ، به درجهء شهادت رسيد . 174 و تركمانان ديوسيرت سر او را با تقدير خداوند از بدن جدا كرده ، نزد شاه اسماعيل بردند . « 7 » و شاه اسماعيل به سجدات شكر الهى و لوازم محامد حضرت جلال سبحانى قيام نموده ، نذور و صدقات به ارباب استحقاق رسانيد و جهاد و يراق محمد خان شيبانى و امرا و اركان دولت او را كه « 8 » افزون از چندوچون بود « 9 » مسلّم داشت ، به رعايا و متوطنان مرو شاه جهان فى الجمله ترحم نموده « 10 » ، از سرهاى مقتولان اهل اسلام منارها ساخت . 175 و در اين اثنا عبيد الله خان از تمامى « 11 » سلاطين ماوراء النهر پيشى گرفته ، خود را به اندك سپاه همان روز به مرو رسانيد . چون به خواجه نظام رسيد ، واقعه را شنوده به درون مرو درآمد و يك حرم محمد خان شيبانى كه مغول خانيم باشد
--> ( 1 ) . س : « محمد شيبانى » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 2 ) . ت : پيكر ( 3 ) . ت : نمودند . ( 4 ) . ت : مقرر شده ( 5 ) . س : « بود » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 6 ) . س : « چهار » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 7 ) . س : برد و ( 8 ) . س : « كه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 9 ) . س : « بود » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 10 ) . ت : به روى « فى الجمله ترحم نموده » خط كشيده شده است . ( 11 ) . س : خانى .